السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

594

تفسير الميزان ( فارسي )

بيان آيات اين آيات كريمه - بطورى كه ملاحظه مىفرمائيد - توجه و انعطاف به هدفى دارد كه آيات قبل متعرض آن بود ، و آن بيان حال اهل كتاب و مخصوصا يهوديان بود كه به آيات خدا كفر ورزيده و خود را گمراه و مؤمنين را از راه خدا بازداشتند ، و آيات دهگانه اى كه گذشت ، از باب « الكلام يجر الكلام » ، در بين اين دو دسته آيات قرار گرفته بود ، پس اتصال آيات مورد بحث با آيات دهگانه قبل به حال خود باقى است . * ( « لَنْ يَضُرُّوكُمْ إِلَّا أَذىً . . . » ) * كلمه « اذى » بطورى كه در مفردات القرآن راغب آمده ، به معناى هر آن ضررى است كه به جانداران برسد - به جان يا به تن آنها و يا به سعادت اخروى يا دنيوىشان . * ( « ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ ما ثُقِفُوا إِلَّا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّه وَحَبْلٍ مِنَ النَّاسِ » ) * كلمه « ذلت » مصدرى است كه براى نوع ساخته شده و كلمه « ذل » بضمه بطورى كه راغب گفته ، به معناى ذلتى است كه از قهر و غلبه ناشى شود ، و با كسره ذال ، به معناى ذلتى است كه از ناحيه تعصب و تكبر ناشى گردد . و معناى عمومى آن ( كه هم در ذل - بضمه - هست و هم در ذل - بكسره - و هم در بناى نوع - و هم در ساير مشتقات ) عبارت است از انكسار و رام شدن در برابر خصم ، و در مقابل آن ماده « عز » است ، كه به معناى رام نشدن و نپذيرفتن تاثير طرف مقابل است . و كلمه « ثقفوا » ماضى مجهول و به معناى « وجدوا - يافت شدند » است و كلمه « حبل » به معناى آن سببى است كه تمسك به آن باعث مصونيت و حفظ گردد ، كه البته به عنوان استعاره در مورد هر چيزى كه نوعى امنيت و عصمت و مصونيت آورد استعمال مىشود ، نظير عهد و ذمه و امان دادن كه همه اينها را نيز حبل مىگويند . و مراد - و خدا داناتر است - اين است كه ذلت بر آنان مقدر شده و آن چنان ثابت شده كه نقش سكه روى فلز ، و يا خيمه بر بالاى سر انسان ثابت مىشود . پس ذلت براى آنان نوشته شده و يا به اعتبار كلمه « على » برايشان مسلط گشته مگر آنكه به حبل و سببى خدايى چنگ بزنند و يا خود را به دامن نيرومند انسانى بيفكنند . در اين آيه شريفه كلمه « حبل » تكرار شده ( فرموده : چنگ بزنيد به حبلى از خدا و حبلى از مردم ) با اينكه مىتوانست بفرمايد : * ( « إِلَّا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّه وَحَبْلٍ مِنَ النَّاسِ » ) * و اين بدان جهت بود كه